از "علی " بنویسم یا از "مهدی ."..
مولایم علی هم امامِ زمانِ زمانه اش بود و غریب ماند
در آخرالزمانه ی حضورش در زمین ...
امام مهربانی که شب های زمین به اُموراتِ اهل زمین
رسیدگی می کرد تا مبادا انسانی بی پناه بماند و کمکی
بخواهد و علی نباشد ..!!
از علی گفتید و غربتش در کوفه ...
دل م نیامد از امام زمانِ غریبِ خودم در امروزِ زمین نگویم ...
می خواهم از فرزند علی بگویم : از مردی آسمانی که صلابتِ قدم هایش بر زمین : مرا به یاد علی می اندازد که با هر قدم
" عشق " را به هستی هدیه می کند ..
از مولایم می نویسم : که در این آخرالزمان " غریب " مانده ...
غیبت ش برای اهلِ زمین " عادتی " مرگبار شده که هر روز به اندازه ی هزاران گناه از او دور می شوند ...
آری ، هزاران گناه : حرام باد بر من اگر لحظه ای و ثانیه ای از حیات م بدونِ یادی از مولایم بگذرد ...
با حساب ثانیه ها ی هر روزه :
گناهِ بدونِ مهدی بودنِ انسان ها بیشتر هم می شود ...
افسوس که امروزه زمین : جایِ خالی اش عجیب به چشم
می آید : ماه رمضان هم که بیاید : دیگر هیچ :
جای خالیِ مولای من در سحرهای زمین : غوغا می کند ...
کاش دعایم مستجاب می شد :
می خواهم با اولین نگاه به هلالِ زیبایِ رمضان :
ظهور مولایم را آرزو کنم ..
خدا کند : زودتر بیاید ..
اللهم عجل لولیک الفرج
نظرات شما عزیزان: